|
"بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." |
و ایران از جام ملت های آسیا حذف شد..........
با هزاران امید و آرزو ............. آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 5 PM توسط سحر |
اولا سلام ، دوما اینکه نظرتون درباره ی قالب جدید چیه ؟ خوبه یا ... البته خودم ازش خوشم اومد ( نسبت به قالب های قبلی ) امیدوارم شما هم خوشتون بیاد . اصلا شاید اینو هم عوض کنم ! سوما اینکه این روز ها دنیای ورزش دنیای جالبی شده ....... اول از همه کسب مقام سومی تیم والیبال جوانان کشور عزیزمون رو به شما و همه ی والیبالیست ها قهرمان تبریک میگم ( خصوصا آقای موسوی ، به خاطر درخشش بی نظیرش در این دوره از رقابت ها ) بعد هم اینکه خیلی ناراحت شدم که برزیل قهرمان جام ملت های امریکای جنوبی شد ، چون من طرفدار آرﮊانتین بودم . ......... واما تیم ملی فوتبال کشورمون در جام ملت های آسیا و اینکه چه میکنههههههههههههههههههههه این تیم ! و بازی به بازی پس رفت مکنه! . باید قبول کنیم که یکی از پر ایرادترین تیم های این دوره بود .و اگه به لطف و درخشش بازیکنانی مثل وحید هاشمیان ( هلی کوپتر پر تلاش ایرانی ) و جواد نکونام و اندو تیموریان نبود نمی دو نم الان چه بالایی به سر این تیم اومده بود فکر کنم که تو گروهمون آخر می شدیم . ( مثل جام جهانی ) تازه اینم که تو گرو شون هم اول شدند به لطف دعاهای مردم خوبمون بود . واقعا ! نظر شما چیه ؟ ( با وجود همه ی این مسایل من به آینده این تیم امیدوارم !) با آرزو ی موفقیت برای همه فوتبالیست ها ی خوب ایرانی .*** < خواندنی جام ملت ها ی آسیا > شش کشور موفق شدند همزمان با میزبان یجام ملت ها به قهرمانی نیز دست یابند : 1960 کره جنوبی ، کره ی جنوبی 1964 رﮊیم صهیونیستی ، رﮊیم صهیونیستی 1968 ایران ، ایران 1976 ایران ، ایران 1980 کویت ، کویت 1992 ﮊاپن ، ﮊاپن این مسابقات نخستین بار درسال 1956 و تا سال 2004 هر چهار سال یک بار برگزار شد اما ازاین پس به منظورجلوگیری از همزمانی با بازی های المپیک تابستانی و کمرنگ شدن حساسیت و هیجان و پوشش خبری در سال های فرد و یک سال قبل از المپیک برگزارمی شود . این یه داستان برا اینکه به یاد بیاریم خدای بزرگی داریم : مرد مومنی به طرزی ناگهانی تمام ثروتش را از دست داد چون می دانست خدا او را به نحوی کمک خواهد کرد دست به دعا برداشت : پروردگارا ! بگذار که من در بخت آزمایی برنده شوم . او سال ها و سال ها دعا کرد اما همچنان فقیر باقی ماند . سرانجام روزی مرد و از آنجا که فرد بسیار با ایمانی بود ، بلافاصله به بهشت برده شد . وقتی به آنجا رسید ، از وارد شدن سر باز زد . او گفت که تمام عمرش را مطابق تعالیم مذهبیش زیسته است. اما خداوند هرگز اجازه نداده است که در مسابقه ی بخت آزمایی برنده شود . با انزجار گفت : هر چه به من وعده داده بودی دروغ بود ! خداوند جواب داد : من همیشه برای کمک کردن به تو آماده بودم اما با وجود اینکه می خواستم کمکت کنم ، تو حتی یک بلیت بخت آزمایی هم نخریدی . مادر گفت : قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید و کلاغ بر اوارگی خود گریست و پر کشید ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه 29 تیر1386ساعت 6 PM توسط سحر |
| ||||||