|
"بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." |
این هم یه عکس جالب که امیدوارم باز بشه . عجب صبري خدا دارد یکی از خاطرات دکتر شریعتی : زمانی که من دوم دبیرستان بودم . همکلاسی داشتم که با اینکه 16 سال داشت ازدواج کرده بود . آدم جالبی نبود و همه ی بچه ها از او نفرت داشتند کلکسیون همه بدیها را داشت. خیلی شدید سیگاری بود و همچنین کچل . به او حمله می کردیم و می گفتیم که تو هم کچلی هم سیگاری هستی حتی زن هم داری ! بعد از ده ، دوازده سال او را در خیابان دیدم با هم احوالپرسی کردیم دیدم درست همان حرف هایی که به او زدم از پیشانی خودم بیرون آمده : هم کچل هستم ، هم سیگار می کشم ، هم زن دارم ! عشاق،چراغ جادو را در ساحل پیدا کردند جن چراغ گفت :« اگر آزادم کنید یک آرزوی هر کدامتان را براورده می کنم .» دختر به چشم های پسر نگاه کرد و گفت : دلم می خواهد تا آخر دنیا عاشق هم باشیم . پسر به در یا چشم دوخت و گفت : دلم می خواهد دنیا به آخر برسد .
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول
كه مي ديدم ظلم از اين مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي به روي يكدگر ويرانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
كه در همسايه ي صدها گرسنه
چند بزمي، گرم عيش و نوش مي ديدم
نخستين نعره ي مستانه را خاموش
و آن دم
بر لب پيمانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
كه مي ديدم يكي عريان و لرزان
ديگري پوشيده از صد جامه ي رنگين
زمين و آسمان را واژگون
مستانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان
آن ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ويرانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سراپاي وجود بي وفا معشوق را
پروانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
با همه عرش كبريايي
با همه صبر خدايي
تا كه مي ديدم عزيزي نابجا نازمي فروشد
گردش اين چرخ را وارونه مي كردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي اوبودم...
چرا من جاي او باشم؟
همان بهتر كه او خود جاي خود باشد
او تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي اين مخلوق را دارد! كه
وگر من جاي او بودم
يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم؟
عجب صبري خدا دارد!
+ نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 9 PM توسط سحر |
| ||||||